عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

80

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

حويله استيلا داشت كه آن طلا بود . طلاى آن سرزمين ناب و پاكيزه بود . آنجا كندر است و چهره سياه و سپيد است . نام نهر دوم « جيحون » است كه بر تمام سرزمين « كوش » مسلط است . نام نهر سوم : حداقل است كه در سرزمين « آشور » جارى است . نام نهر چهارم فرات است . خداوند آدم را در بهشت جاى داد تا در آنجا بماند و به او توصيه كرد كه از تمامى بار درختان بخورد امّا از درخت معرفت خير و شر پرهيز كند . زيرا : اگر از آنها برخورى ميميرى ! خدا ديد خوب نيست آدم تنها باشد ، پس ، همجنس او را ساخت تا كمك او باشد . خدا از همهء حيوانات و پرندگان آسمان براى آدم حاضر كرد تا ببيند آدم آنها را چه مىنامد و هر چه او آنها را به آن ناميد نام آن موجود زنده باشد . آدم نام تمام حيوانات و پرندگان را ناميد اما براى خود ياورى نيافت . خدا براى آدم ، حال چرت‌زدن ايجاد كرد و او خفت . پس يكى از پهلوهاى او را شكافت و جاى آن را با گوشت پر كرد خدا از آن پهلو زنى به صورت آدم آفريد و به نزد آدم آورد . آدم گفت : اين استخوانى از استخوان من و گوشتى از گوشت من است . اين موجود ، زن ناميده شود زيرا از پهلو گرفته شده است . از اينرو مادر و پدر خود را رها مىكند و به زن خود مىچسبد و آنان مانند يك كالبد مىگردند . آدم و زنش هر دو عريان بودند و شرم نمىكردند .